X
تبلیغات
تراژدی
پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 13:16
 

حاصل عشق مترسک به کلاغ٬ مرگ یک مزرعه است.

 

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

عشق سه شنبه سی ام فروردین 1390 19:9

عشق یعنی پاک ماندن در فساد

آب ماندن در دمای انجماد

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

سلام! یکشنبه هفتم فروردین 1390 23:12
 

سال جدید رسید

چند روزی هم گذشت بی آنکه زمانو حس کنم... خوش بود

اما الان... چقدر دلم تنگه دوستانیه که از دست دادم

حتی نتونستم عیدو بهشون تبریک بگم

آه...

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

پست آخر سال! شنبه بیست و یکم اسفند 1389 20:25
سلام

بعد از یه تاخیر طولانی مدت! جونم براتون بگه که...

۱.چند روز پیش که با دوست دوران دبیرستانم داشتیم از پله های طبقه دوم یونی میومدیم پایین دوستم با کله از سه تا پله آخری پخش شد رو زمین و منم که داشتم بهش میخندیدم از سه تای بعدی سُرخوران (!) افتادم وسط سالن که پر بود از کلی موجود فضایی عجیب غریب! وای...

۲.چند وقت پیش یه جریانی شنیدم که بزارین بهتون نگم! چون مثل من دود از کله تون بلند میشه؛ اما موافقید که ملت خیلی خیانتکار شدن؟! مثل آب خوردن هم دروغ میگن.

۳.یکی به مامانم بگه اینقدر ازم کار نکشه گناه دارم، فردا که پیر شدم استخونام پوکیده میشه!!

۴.آقا دخترارو هم واسه اردوی راهیان نور ثبت نام کنید دیگه! این دوست ما اونجا کار واجب داره به خدا!

پ.ن: ز هشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد، دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

اگه گفتی پ.ن به کدوم شماره ربط داشت؟!

 

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

رفتی و... یکشنبه بیست و ششم دی 1389 13:18
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد وابستگی ام را به تو باور کردم
نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

می خواهمت... سه شنبه دوم آذر 1389 17:3
 

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود

گاهی نمی شود، نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود

گاهی برای خنده دلم تنگ می شود

گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

گاهی تمام آبی این آسمان ما

یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

دکتر شريعتی

 

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

از اون وقتی که تو رفتی مریضم... پنجشنبه بیستم آبان 1389 17:23

 

من:

1.بسیار تنهام

2.تا حالا دوست واقعی و صمیمی نداشتم و فکر نمیکنم در آینده هم داشته باشم!

3.برای خیلیا از جون مایه گذاشتم اما ...

4.خوش باورم و این خیلی وقتا باعث عذابم بوده

5.تا وقتی باهام راه بیای عالی ام!

پ.ن: یه زمانی زندگی چقدر شیرین بود، اما الان حتی به نفس کشیدنشم نمی ارزه. انگار همه آدما از بس غم خوردن دیگه شوق زندگی کردن ندارن، از سر اجبار زنده ان. ای کاش همه همدیگرو دوست داشتیم.

 

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |

5 تا شنبه یکم آبان 1389 13:41
1.امروز داشتم کمی شیطون میشدم... اما به خودم گفتم: ولش.. ارزششو نداره

 2.تا حالا رو اون 40% خوب شخصیتم بودم، الان افتادم رو طرف 60% بد! اینجوریاس دیگـــــــه

 3.یکی از دوستان لطف کردن کامنت جالبی واسه پست قبلی گذاشتن که خیلی خوشم اومد: "خیلی دل میخواد وقتی بهت برای همیشه بگه شب بخیر باز صبح بهش بگی صبح بخیر. میدونی مهم اینه که بفهمه چقدر دوستش داری که فکر نکنم هیچ وقتی بفهمه"  مرسی بخاطر کامنتت، اما ما که از این دلها نداریم قربونت برم!

 4.بعضیا چقدر راحت مطالب وبلاگ دیگرانو کپی پیست میکنن، حتی با همون رنگ و عنوان! قابل توجه همون بزرگواری که "برای عزیزترینم" و "خاکسترم نکن" رو از وبلاگ من کپی کرده تو وبلاگش.

 5. به قول سوپر استار که بازیگر محبوب منم هست: میخوام خودمو از شر همه مگس پگس های زندگیم راحت کنم خلـــــاص!

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |